شيخ ذبيح الله محلاتى
213
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
رستم بن زال بن سام بن نريمان موحد بودند و شواهد ديگرى در موحد بودن آنها در دست هست گيف كان اشاره بتاريخ اين سلسله ضرر به جائى نمىرساند و البتّه در بعضى از قسمتها انسان روشن مىشود بالجمله منوچهر سپهسالارى مملكت و جهانبانى را با سام نريمان گذارد و حكومت سيستان را تا سرحد هندوستان به او داد و سام نسبش منتهى بجمشيد مىشود و اين سام را فرزندى روزى نمىشد و پيوسته از خداوند متعال طلب فرزند مىكرد تا يكى از بردكيان او حمل برداشت چون مدت معلوم بگذشت فرزندى آورد كه موى سر و ابروى او مانند پيران سالخورده سفيد بود ازاينجهت او را زال نام نهاد و هم او را زر ناميدند چون زر پير سرخروى سفيدموى را گويند معروف بزال زر گرديد مادرش روزى چند او را از نظر پدرش سام او را پنهان كرد مبادا آن پهلوان غيور فرزند را زنده در گور نهد لاجرم منجمان و اخترشناسان را بفرمود تا در زايچه و طالع او نظر كنند و درجه ميلاد او را بازدانند و بنمايند كه در مدت زندگانى از وى چه بظهور رسد و چگونه در جهان معاش كند منجمان بعرض رسانيدند كه زال چراغ سلسله و قبله قبيله است و طالع نيكاختر دارد سام از گفته منجمان شاد شد زال در خدمت پدر نشو و نما يافت و بكمال فروسيت و فراست بلندآواز گشت و اين خبر گوشزد منوچهر شد كه سامرا فرزندى برومند پديد آمده كه مصباح دودمان و صباح خاندان است شاه بديدار وى شايق گشت و نامه بسام فرستاد كه پسر را بهمراه خويش كوج داده بدرگاه آيد چون منشور منوچهر بسام رسيد و از حكم پادشاه آگاه شد در حال زال را برداشته به حضرت ملك پيوست و منوچهر را ديدار و گفتار و كردار زال پسند خاطر افتاد و او را در هر هنر كه مجرب داشت درخور تحسين و تمكين يافت او را بتشريفات ملكى مفتخر ساخته و حكومت سيستان و كابل و زابل را به دو مفوض داشته زال چون بحوالى كابل فرود آمد مهراب كه نسب با ضحاك داشت در حكومت